دیگه زدم به سیم آخر و میخوام دست به دامن شماها بشم...اینهمه شکر خدا خواننده داریم بالاخره توشون یه دکتر مهندسی پیدا میشه که بهم بگه راه چیه و چاه چیه...همه تون دیگه میدونین که من ممل امریکائیم...یعنی یه ننه دارم اون ور آب که چشم انتظارمه...البته ننه ی ننه هم که نیست...هزار الله اکبر برای خودش یه پا مامیه...ما میگیم ننه...چه فرقی میکنه...اصل اینه که 9 ماه ما رو کشیده به شیکمش و بعدم با نوک چاقو جراحی درمون اوردن و یه مدتی هم شیر خشک ریختن تو حلقمون و خلاصه الان رسیدیم به اینجا...هرکی هم گفته به بچه تون شیرخشک ندین که بچه تون خنگ میشه و کچل میشه و قد نمیکشه گه خورده...من قدم کوتاس؟ یا کچلم؟ از صد تای شما هم که تا چار سالگی سینه ننه هاتون رو میک زدین بیشتر میفهمم...حالا اصلا دعوا که نداریم...کون لق هرکی هرچی گفته...مردم زر زیاد میزنن...حرف خودمون رو بزنیم...چی میگفتیم؟ آهان...ننه مون دیروز پریروزا زنگ زد که از اداره ایمیگریشن یه سری فرم اومده در خونه...میگم خب؟...میگه خونه رو چند ماهه عوض کردیم این پدرسوخته ها معلوم نیست آدرس جدیدمون رو از کجا گیر اوردن...میگم ننه اونجا آمریکاس...زیر سنگ هم بری پیدات میکنن...یه بار جستی ملخک...!ننه ما خیلی زرنگه...تا حالا یکی دو باری این ایمیگریشنیا رو پیچونده...تا میان نامه و اردر بدن زودی ننه مون خونه رو عوض میکنه و اونا هم حسابی خیط میشن...حال میکنم با کاراش... میگه یه چیزایی نوشته انگار گرین کارتت حاضر داره میشه...ازم عکس خواستن با ترجمه شناسنامه...میگم ننه حالت خوبه؟ تب مب نداری؟ سرما نخوردی؟ گرین کارت کدومه آخه...این پدرسوخته ها اگه گرین کارت بده بودن اون موقع میدادن که من ده دوازده سالم بود و شب و نصفه شبا دلم بغل ننه م رو میخواست...کشورت الان این دیلاق درب و داغون رو میخواد چه کنه؟...حالا عکس چی میخوان؟ سه در چار؟ پنج در پنج...؟ پشت نویسی شده؟ عکس زنم چی؟ مرده و زنش...یعنی مرد بدون زن که مرد نیست...پسره...پسرت مرد شده ننه...بی زنش هیچ جا نمیره...
به روی خودش نمیاره اما اون ور خط با گوشه چارقدش نم چشمش رو پاک میکنه...حقم داره...بالاخره مادره...مرد شدن شری کوچولوش رو ندیده که...ننه ما رو اینجوری نیگا نکنین...افه مفه زیاد میاد که روشنفکرم و الم و بلم...اینا همه ش حرفه...پاش بیفته از صد تا ننجونم ننه تره...! جونش برا بچه هاش در میره...سر عروسی خواهرم باید بودید و میدیدید...سر دومادو برید گذاشت رو سینه ش...دوماد اومد افه روشنفکری بیاد و با یه شاخه نبات و یک جلد حافظ و این برنامه ها سر و ته قضیه رو هم بیاره...به خیالش آبجیمون رو از تو جوب گیر اورده بودیم...همون شب زنگ زد و پشت تلفن هزار تا سکه کرد تو پاچه دوماد...خیلی حال کردم....سر عروسی من هم کم حرص نخورد...خودم کوتاه اومدم...ننه ما که عمرا تن به این رسم و رسومات نمیداد...خلاصه کلام اینکه ننه مون دوستمون داره هنوز...تا چشمتون در آد...کجا بودیم؟ هان...گفتم ننه این گرین کارتم برای ما نوش دارو بودا...بندازش تو صندوق صدقات...پشتشم بنویس جوان ناکام...زن و زندگی این قرتی بازیا رو بر نمیداره که...
بعد فکر کردم چه کاریه...حالا چی میشه دست منزل رو بگیریم ببریم سن دیه گو یه هوایی بخوره...ننه هم که عروسش رو ندیده هنوز...هم فاله و هم تماشا...رفتم یه ذره این ور اون ور سرچ کردم دیدم نه...انگار میشه یه کارایی کرد...حالا میخوام از شما دکتر مهندسا بپرسم...من فایل نامبرم رو دارم...همونی که با wac شروع میشه...یعنی هنوز به مرحله مصاحبه و این برنامه ها نرسیدم و پرونده م هنوز تو اداره مهاجرته...برم ایمیل بزنم و مدارک شین جان رو هم ترجمه کنم و کلا کیس رو عوض کنم به متاهل بالای 21 سال...با ایمیل میشه؟ یا باید ننه مون خودش شال و کلاه کنه و بره...؟ توی ویزا بولتن که نیگا میکنم اونچنان فرقی با هم ندارن...یعنی بی زن و زن دارش 2 سال فرق دارن...یا اینکه بهتره صداش رو در نیارم و صبر کنم گرین کارته رو بگیرم و بعد با گرین کارت برای منزل اقدام کنم؟اونوقت فکر کنم حداقل 4-5 سالی باید صبر کنم و هی برم و هی بیام و هی خرج الکی کنم تا کار اونم ردیف شه ...شکر خدا اینهمه خواننده گری گوری و گوگل ریدری داریم چی میشه توشون یه دونه وکیل یا آدم آشنا به مهاجرت هم پیدا بشه که به خاطر نون و نمک وبلاگ ما هم که شده یه راهکار خوب جلو پامون بذاره...ایمیل هم بزنه ما راضی هستیم...آدرس ایمیلمم اینه:
sharymahak[a]yahoo.com
پ.ن: ننه جون شرمنده...سبک بهروز وثوقی مامی و این برنامه ها بر نمیداره...تو توی ذهن و قلب و دهن من هنوز مامی هستی.
